در واقع الان اون یه دونه سلول که خانوم میم روش نمیدونم چی‌چی پاشیده که یه سلول یا شایدم یه دسته سلول (نفهمیدم اخرش، خود موردم نتونست توضیح بده داستانو :| ) کا۵۶ که پارتیکل ندارن و یبار تو سه روز، یبار تو ده روز، یبار تو یه روز در معرض بمباران دوزهای مختلفی از نمیدونم چی‌چی قرار گرفتن و الان داور ژورنالشون منتظر نشسته تا خانوم میم توضیح بده چرا فلان جا فلان طور شده و خانوم میم هم الان منتظر منه که همون چراهای بالارو براش توضیح بدم، اصلا مهم نیست! در واقع الان اصلا هیچی مهم نیست! چون روز جمعه‌س و در این مرز پرگهر یه روز از هفته‌رم کَندَن غنیمته، بنابراین من هیچی به هیچکی بدهکار نیستم مخــصوصا به اون دوست محققی که بخش material and method مقالشو من نمیفهمم دقیقا با چی پر کرده که داور یه ورق A4 کامنت داده فقط یه دستی نیاورده بیرون بزنه پس کله نویسنده :| ، و همانا این نویسنده نویسنده‌ایست که ازش میپرسم حجم نمونه‌ت چقدره؟ نگاه میکنه، میپرسم حجمو متوجه نمیشی یا نمونه رو؟ نگاه میکنه، میپرسم الان چندتا سلول داری؟ نگاه نمیکنه استثنا، ولی جای جوابم یه سری چیز میز میگه ازین قبیل که فلان چیو پاشیدم رو یه چیزی،اونو از یه چیز دیگه کشیدم بیرون و اینا که تهش میشه پرانتز بالا... بهرحال که من جمعمو بدهکار هیچکی نیستم مخصوصا بخش تحقیقات کیان پهناورم. اصلا الان دلم میخواد به موارد متعدد متفرقه‌ای بپردازم ازین دست که چرا هر عکسیو نگاه میکنی دخترا توش به یه فرم وایستادن، یعنی من متوجه نمیشم مشکل صاف وایستادن چیه که باید حتما زانو چپ یا راستو خم کنن یه وری بشن به سرشون زاویه بدن چونه‌شونم بگیرن بالا! والا بلا زیبایی در سادگی! ساده باشی هیچ داوری ایراد نمیگیره، همه‌م همه چیو واضح و مبرهن متوجه میشن! ازین پیچ و انحناها چیزی درنمیاد.

.

پ.ن: یه کامنت داشتم، توش به فریب اذهان عمومی متهم شده بودم :))، دوستمون فرموده بودن میگی اول اسمت h بعد اسم وبلاگت آیلا بوده قبلا. والا در پاسخ باید عرض شدم که نه والا، من بیچاره از همون اول مُدم تک بوده، یه مدت یکی از بچه‌ها گفت این چیه، آدمیزاد شو، رفم گشتم یه اسم هم معنی اسم خودم پیدا کردم گذاشتم، بعدم پشیمون شدم کلا، زیرا ادم بیماره مگه ؟ :| اگه اسم بود، با شناسنامه وارد صحنه میشدم، چه کاریه اسم این مدلی، این شد که این شد. حالا سوای این، من حقیقتا متوجه نمیشم اینهمه دغدغه در حال حاضر در گوشه و کنار آفاق پراکنده، من چرا جذاب شدم واسه یه عده! یا للعجب!