جدیداً از مریضا که میپرسی مسکن میخورین اگه درد داشته باشین؟ میگن بله! ادویل خارجی! منم یه شیش ساعت پیش در حالیکه بدو بدو داشتم برم جلسه یه ادویل خارجی خوردم، کور کرد شفا نداد، آثار خوابااودگیشم بعد شیش ساعت الان هویدا شده، قوطی شیر رو نمیتونستم باز کنم، در این حد خارجی!!

یکی از تفریحات بچگیم این بود یه سری قرص رنگی رو قاطی میکردم، میکوبیدم، با یکم آب قاطی میکردم، میکشیدم توی سرنگ، میریختم رو مورچه‌ها که احتمالا ببینم میمیرن یا نه! دیتابیسم در سن هشت نه سالگی همینقدر از دستش برمیومده، دیگه به این نمی اندیشیدم که آب رو مورچه بریزی میمیره :|... یه مدتم ارلن و بشر و کاغذ نسوز و این چیز میزای آزمایشگاهو خریده بودم، واسه خودم یه دفترچه م داشتم مشاهدات علمیمو یادداشت میکردم! مثلا یکی از مشاهداتم این بود اونایی چپ دستن، پاشنه پای راستشون حساسیت کمتری داره نسبت به پاشنه پای چپشون، و بلعکس :|... سوم دبیرستانم اومدم تغییر رشته بدم از ریاضی برم تجربی، نشستم کتاب زیستو خوندم بعد کادر دبیرستان نذاشت :| گفت تو باید مهندس بشی، مام گفتیم چشم :| !

دیروز دکتر "ن" یه مقاله داد دستم، گفت من فردا ارائه دارم، بشین اینو بخون جداولشو توضیح بده، جداولش از حیطه تخصص ماها خارجه. منم گفتم چشم باز!... دکتر "ن" متخصص قلبه. منم متخصص قلب نیستم طبیعتا :| من پزشکم نیستم حتی طبیعتا! :| ولی طبق سابقه کودکیم که اون بالا نوشتم، حیطه مورد علاقم همچون ماهی رودخونه از بین دستام پرید، و مقاله دکتر پی پی ماهی بود که غنیمت مینمود! :|...

بیاین یکم به بار علمیتون اضافه کنم! داستان مقاله ازین قرار بود که: مریضایی که مبتلا به فیبریلاسیون دهلیزی ن، یه سری داروی ضد انعقاد خون براشون تجویز میشه که معروف ترین اونا warfarin (وارفارین) هست، منتاها یه چند سالی هست که فهمیدن اینایی وارفارین میخورن، ازونور دچار عوارض کلیوی میشن، چون مکانیزم عمل این دارو برپایه ویتامین K ئه و همین باعث میشه فشار بیاد به عروق. یه چندسالی هست سه تا دارو جدید Apixaban, Dabigatran, Rivaroxaban ضد انعقاد معرفی شده، که اینا دیگه مکانیزمشون بر پایه ویتامین کا نیست و عملکرد ضد التهابی هم دارن اتفاقا، حالا این مقاله چهارتا عارضه کلیوی رو در نظر گرفته بود شامل 1. eGFR یعنی کاهش تصدیق گلومرولی (گلومرولا یه چیزایی تو کلیه ن، مثل مثلا برونش ها توی شش) 2. دوبرابر شدن سطح کراتین سرم (دیدین مثلا دیابتیا یکی از خصوصیاتشون اینه که میگن تو ادرارشون کراتین دیده شده، یعنی کلیه کراتین دفع کرده، پس تو بدن زیاد بوده) 3.AKI بیماری مزمن کلیه 4. نارسایی کلیه، و بعد تاثیر مصرف این سه تا داروی جدید بعلاوه وارفارین که داروی سابق بود رو روی این چهارتا عارضه کلیوی بررسی کرده بوده که ببینن کدوم اینا باعث تشدید این چهارتا میشه و نهایتا هم ثابت کرده بود که Rivaroxaban خیلی کارش درسته، Apixaban کلا خوردن و نخوردنش تاثیری رو این عوارض کلیوی نداره، و کلا همشونم بهتر از وارفارینن چون وارفارین خیلی اوضاعو داغون میکنه.

دکتر "ن" کلا پنج دقیقه صحبت کرد، مابقی جلسه رو انگار من مقاله رو توضیح دادم. حضار؟ هشتاد درصد پزشک، بیست درصد دکترای مرتبط علوم پزشکی، زیستی، مولکولی و... . بعد فکر میکنین چی شد؟ دو نفر آقا به سن چهل و یکی دوسال، داشتن سعی میکردن حال منو بگیرن! چجوری؟ با طرح کردن سوالاتی که قبلا تو همین جلسات بالغ بر اِن بار پرسیده شده بود و کلا سوای اون، اصلا سوال نبود! و چون من تنها فرد این جمع با تخصص خودم بودم، اگه میخواستم بحث کنم، بحث غیرپزشکی میشد و از حوصله جمع خارج بود، پس سکوت کردم! و سکوتم تهش چی شد فکرمیکنین؟ رییس جلسه خودشو صاحب نظر تو حیطه من دونست و جوری صحبت کرد که مثل این میمونه یه نفر متصدی بانک، بره عمل قلب باز کنه، واسه متخصص قلب تو قیافه م بره!...رییس جلسه فردیست مرد سالار، بله، در قرن حاضر هنوز همچین چیز هیجان انگیزی رو تو یه جو علمی میتونین مشاهده کنین! اون دوتا آقا کی ن؟؟ من نه رقیب شغلی براشون محسوب میشم، نه کلا هفته ای به هفت روز همو میبینیم غیر از یکی دو ساعت جلسه! ولیکن اخلاقی به غایت زنونه دارن! ندارن؟ صرفا چون من داشتم مقاله پزشکی رو توضیح میدادم بر صندلی افرادی میخ ریخته شد یعنی؟! چون دوست این دو نفر آقا قبلا جای من یه سری چیزارو توضیح میداد و من نمیدونم البته اون قبلا چیا میگفته چیا نمیگفته، فقط میدونم اونم بسیار اخلاق زنونه ای داره، زیرا سه هفته پیش توی همین جلسات هرچی به دهان مبارکش رسید رو پرتاب کرد بیرون سمت من، و رییس جلسه ای که همین چند خط بالا وصفش رفت فکر میکنین چه کرد؟ دست زد پشتش باهم خندیدن!...بله! ما در چنین جامعه پرفکتی زندگی میکتیم.

هرهفته این اساتید و پزشکان محترم میشینن دور هم، تا میتونن به شرایط کشور میتوپن، سر به نشونه تاسف تکون میدن، درباره قیمت ماشینای خارجی از هم پرس و جو میکنن و هی متاسف تر میشن، بعد من امروز داشتم در محیط ایده آل ذهنم در حالیکه کلیه حضار منهای چند نفرو بصورت سر و ته بسته بودم به صلیب، رو به جمعیکه نگران افزایش قیمت دلار و یوروئن و دارن همزمان به فلانی فحش میدن، میگفتم که: خب چهارنفر دقیقا مثل خودتون مسئول یه بخشی باشن، کشور اوضاعش همینه، حقیقت اینه چهار نفر دقیقا مثل خود شماها مسئولن، همینطوری که خود شماها مسئولین! اصلا خود شماها مسئولین! و سپس سایر مکالمات بصورت بیــــــب بیب و سپس بیب ادامه پیدا میکرد!


پ.ن: واقعا اگه حس نمیکردم دیره، میرفتم تو یه موقعیت سوق الجیشی دیگه پزشکی میخوندم!