سلام عرض شد.

آقا میس یو اوری وان! بخدا! حالا آقایون با یکم ملاحظات شرعی-اخلاقی-عرفی و اینا

عرضم به حضورتون که، الان یک هفته ست به درد عضلانی و ارتوپدی در ناحیه گردن و زانو دچارم و از کار و زندگی افتادم.

به یاد گینه بیسائو گرسنگی خورده و دلم نمیاد پولامو برم خوراکی بخرم:|

یعنی نشون به اون نشون که پریشب با دوستان رفتیم بیرون، همشون ازین چیز میزای خارجی خوردن، من قهوه خالی خوردم :|

همون شبی که پیش آقای الف بودیم :|

صحبت از آقای الف شد راستی، رفته پیش یکی از دوستان که کار طراحی و اینا انجام میدن و کارشون تو جشنواره حافظ رو لباس یکی

از بازیگرام بود اتفاقا (:دی)، که یه سری منو طراحی کنه، بعد به دوست ما فرموده بود که "عه! چرا نگفتین شمایی که میاین پیش من صاحب

اینجایین؟؟ من اونجا کلاهبرداری میکنم ازتون حداقل یه بخشیشو اینجا ازم وصول میکردین:دی" دقیقا به دو نقطه دی حرف میزنه ها!

که البته دوستمون بهشون فرموده بود "ما مثل شما کلاهبردار نیستیم آخه :دی" و ظاهرا خیلی ذوق کرده و از ذوق غش کرده و مرده و هلاک

شده و اصن زمین رو در مینوردیده از شدت کیفوری سر این مکالمه!

آره خلاصه!

گرسنگی میخوریم:|

و شبارو با دیدن فیلم به صبح میرسونیم چون ما دفاع کردیم:|

الان فیلم بخواین من براتون اسم لیست کنم:دی ، از نشونه هاش همین بس که دوستان طی دایرکتایی که از استوریام بلند میشه عرض

میکنن که "زخم بستر نمیگیری تو صب تا شب پای فیلمی؟؟ :|  "

و نمیگیرم! نه!

و از سمت گروهی از دوستان به یک فعالیت مجازی دعوت شدیم!

ازین گروهای دانشجویی که فعالیت علمی آموزشی دارن.

بعد اونوقت یه بخشیش مال مهاجرت و ادامه تحصیله! که بنده از همین تریبون از دوستانی که احتمالا آلمان ساکنن یا دارن اقدام میکنن

برن آلمان درخواست کمک مینمایم.

میدونم کسی جواب نمیده دیگه، میدونم خب :|

...

و در نهایت اینکه، من دارم فکر میکنم جای وبلاگ یه کانال تلگرام داشته باشم که بشه عکس گذاشت راحت حداقل:|

وویس گذاشت اصلا آقا :|

اینستاگرامو که دوست ندارین:|

هوم؟