امروز رسیدم تهران، الانم رو تختم دراز کشیدم و دارم سعی میکنم قبل از بیهوش شدن یه محض ثبت در تاریخ داشته باشم.

پامو که گذاشتم خوابگاه، تا همین نیم ساعت پیش کلی چیز عجیب غریب شنیدم.

نتیجه کلی اینکه:

باید نسبت به همه بدبین بود مگر اینکه خلافش ثابت بشه!

و همانا به راستی کسی نمیدونه من چه چیزای عجیب غریبی شنیدم.

ای دخترانی که میخواید ازدواج کنین، تا کل زیر و بم طرفو در نیاوردین اعتماد نکنین.

ای پسرانی که میخواید ازدواج کنین، تا کل زیر و بم طرفو در نیاوردین اعتماد نکنین.

ای افرادیکه میخواین دوست انتخاب کنین، حقیقتا افراد با اونچیزی که شما میبینین و تصور میکنین متفاوتن!!

حالا بعدها اگه در حال بیهوش شدن نبودم، سردردم نداشتم براتون میگم ماجراهارو.