تموم شد، و رضایت بخش بود!

کوهِ کار رو عرض میکنم

البته اصلاح میکنم، پرونده این بخش تموم شد و در واقع از دوشنبه هفته پیش تا همین بیست و چهار ساعت پیش، هرکس ازم میپرسید

چه حسی دارم؟ لبخند میزدم و سعی میکردم جواب دلخواه اونارو بدم که "راحت شدم" ِ، ولی در واقع درونم آشوبِ شروع فصل جدید

بود.

فعلا سعی میکنم بهش فکر نکنم و ذهنمو رو چیزای دیگه متمرکز کنم، مثلا فیلم اُکسیدان!

چقد من خندیدم وقت دیدن این فیلم آخه! با اینکه سینما آفریقا بود و با تاخیر شروع شد و ملت همه خوراکیاشونو خوردن، ولی خیلی

خندیدیم!

کنار من دوتا پسر نشسته بودن، در توصیف ظواهر میتونم عرض کنم که من دیدمشون یاد سیـــد افتادم. از وقتی ام که فیلم شروع شد

تا ما پا شدیم، یه ریز نوت نوشتن، البته کار گروهی بود، تو تاریکی نمیشد چیزی نوشت که، یکیشون نور گوشی انداخته بود، اون یکی مینوشت.

فکر کنم منتقدی، محققی چیزی بودن، کمک خیلی بزرگی ام به خندیدن من میکردن از بس بامزه میخندیدن.

خلاصه که، اوصیکم به دیدن این فیلم.

البته اگه آقای فراستی کسی نیستین! :|

ذهنتونو مشغول کنین.

اینجوری مثلا