نشستم رو مبل، از خلوتی و تنهایی استفاده میکنم، پاهامو زدم لب میز، با صدای بلند با تلفن صحبت میکنم، کولر و ماشین لباسشویی رو همزمان روشن کردم، با صورتم بازی میکنم و حتی میتونم در دستشوییو باز بذارم! لذت زایدالوصفیه که قابل وصف نیست!

با صدای بلند با تلفن صحبت کردن جمله ای بود که بعد از نوشتنش خودم واسه خودم سوال شدم! نه، اتفاقا من ازون دسته آدمام که اصلا دلم نمیخواد کسی بدونه تو چه موقعیت یا حالتی م، با کی دارم حرف میزنم و اصلا کلا ماجرام در لحظه چیه! یه مدته افتادم به صرافت یادگیری زبانای مختلف از سر بیکاری (تقریبا!)، و یکی دو تا اپلیکیشن موبایل برای تقویت مکالمه پیدا کردم که جوابگوی کلیه خلاءهای زندگی بشری از ابتدای خلقت تا به الانه به نظرم!! یکیشون مدلش اینجوریه که یهو گوشیت زنگ میخوره و تو بدون اینکه بدونی طرف کیه کجاییه چه شکلیه اسم و رسمش چیه، شروع میکنی تلفنی باهاش حرف زدن! اوایل اعتماد به نفسم در حد یه بچه بود که تازه حرف زدن یاد گرفته، الان ماشالا ماشالا ماشالا به درجه ای رسیدم هرچی غلط غلوط به ذهنم میاد و نمیادو جمله میکنم میپراکنم به اطراف آفاق و آی! آقا عجب لذتی داره! احتمالا چون کسی نمیدونه من کی ام! و ارتباط چشمی م با کسی ندارم! اصلا یه تخلیه کامل روانیه! مثلا دیشب با یه مکزیکی صحبت میکردم، انقد که دوتایی خندیدیم، این چند روز نخندیده بودم! تا تونست اسم منو به اسپانیایی مسخره کرد، منم تا تونستم خندیدم! البته مشکل این یکی اینه که بعضی وقتا صدات میره، صداش نمیاد، یا صدات نمیره صداشم نمیاد! بگیر نگیر داره، ولی همینکه دم به دقیقه گوشیت زنگ میخوره از یه ور هستی، هیجان انگیزه! حتی انقد جالبه که من دیشب بصورت مداوم با فواصل زمانی یک دقیقه یک دقیقه با خودم حرف میزدم!! چون صدایی ازونور خط نمیومد! امتحان کنین بعد ببینین بلند بلند با یکی حرف زدن و صدایی نشنیدن که درواقع میشه بلند بلند با خودتون حرف زدن، چه فضای متافیزیکی ایی ایجاد میکنه!!

به نظرم حرف زدن یکطرفه با سعدبن عبدالوهاب یا نادا یا جک یا جان و غیره، از دیدن صفحه اینستاگرام گل انار و مطی جونو مریم جونو اون یکی که گل درست میکنه و اون یکی که ورزش میکنه و این که کیش میره و اون که حامله ست و غیره خیلی هیجان بیشتری داره! یعنی میگم حالا که قراره وقتی به پرتی بگذره، به پرتیه ستاره داری بگذره حداقل! ترجیحا فکر کردن به اینکه چرا صدام نمیره اونور خط یا صداش نمیاد اینور خط، تا فکر کردن به اینکه این ساختار ادبیات نگارشی جدید مورد استفاده توسط گل انار رو چجوری به زبان و ادبیات فارسی رایج ترجمه کنم، برام جذاب تره!

مسافرم، لباسام تو ماشین مونده، کولر همچنان روشنه، یه فایل وورد جلوم بازه که از پریروز هی میارمش تو حالت استندبای تا بهش برسم، آقای احمد السفتاوی بدبخت بار نهصدمه سعی میکنه صداشو برسونه ولی نمیتونه، کوکو منتظره تو تلگرام بهش پیام بدم تا در مورد همپوشانی فرهنگی بندر مارسی و ایران صحبت کنیم:|، چمدونمو نبستم، و در عوض با اختیار تام اعضا و جوارحمو در معرض افعال گوناگون کاملا فاقد اولویت قرار دارم، مثلا شاید باور نکنین ولی هم اکنون دارم تو گوشی داد میزنم که :"Hello!!! Can you hear me??"


پ.ن: یه روز توی هر رژیم غذایی وجود داره بنام "cheat day"، یعنی روزیکه توش مجازین هرچی دلتون میخواد بخورین، که چراییش دلایل متعدد داره یکش حفظ انگیزه و روحیه ست، دیگه سر نخو بگیرین برین جلو ببینم چیکار میکنین.